هر سال با فرارسیدن میلاد حضرت زینب (س) تقویم فقط یک مناسبت ساده را نشان نمیدهد؛ بلکه یادآور پیوندی عمیق و دیرینه میان یک نام مقدس و یک حرفه شریف است.
به گزارش پایگاه خبری صبح کهنوج، میلاد حضرت زینب کبری (س) و روز پرستار، فرصتی است تا بار دیگر به خود یادآوری کنیم که پرستاری، پیش از آنکه یک شغل باشد، یک رسالت انسانی است؛ رسالتی که ریشههایش در تاریخ، در کربلا نهفته است.
.
پرستاری، حرفهای است که در آن، انسان با دردِ دیگران زندگی میکند. پرستار، اولین کسی است که صدای ناله بیمار را میشنود و آخرین کسی است که بعد از بهبود او، اتاق را ترک میکند. او شاهد لحظههایی است که خانوادهها از پشت شیشه، اشک میریزند و او باید همزمان، هم مراقب بیمار باشد و هم دل خانواده را آرام کند. این توانایی، چیزی جز عشق نیست؛ عشقی که از جنس زینب (س) است.
شاید کمتر کسی بداند که یک پرستار در طول یک شیفت کاری، چه بار سنگینی را بر دوش میکشد. از تزریق دارو و کنترل علائم حیاتی گرفته تا شنیدن درد دل بیماری که ترس از مرگ دارد. او باید همزمان، دقت یک دانشمند، صبر یک معلم، مهربانی یک مادر و استقامت یک کوه را در خود جمع کند و اینها همه، در حالی است که خودش هم ممکن است خسته باشد، بیمار باشد، یا دلش گرفته باشد.
پرستاران، قهرمانان بینام روزگار ما هستند. آنها در سکوت کار میکنند، در سکوت شببیدار میمانند، و در سکوت، جانها را نجات میدهند. هیچ دوربینی از فداکاریشان فیلم نمیگیرد، هیچ خبری از شبهای بیداریشان پخش نمیشود، اما تاریخ، نامشان را در دل خود نگه میدارد؛ همانطور که نام زینب (س) را نگه داشت.
امروز، در روز میلاد زینب (س)، باید کمی متفاوت نگاه کنیم. به دستهایی که زیر دستکش ترک خوردهاند. به پاهایی که دوازده ساعت ایستادهاند و لب به گلایه نگشودهاند. به چشمانی که شبها بیدار ماندهاند تا ما خواب راحت داشته باشیم. به پرستاری که بعد از شیفت طولانی، به خانه میرود و باز هم به بیمارش فکر میکند. این نگاه، کمترین کاری است که میتوانیم انجام دهیم.
پرستاری، فقط یک شغل نیست؛ یک سبک زندگی است. سبکی که در آن، انسان خودش را وقف دیگران میکند. پرستار، وقتی لباس سفیدش را میپوشد، گویی لباس ایثار و فداکاری را بر تن میکند. او میداند که ممکن است بیمارش هرگز او را به یاد نیاورد، اما این برایش مهم نیست. برای او، آرامش یک انسان، بزرگترین پاداش است.
در فرهنگ ما، پرستار با نام زینب (س) گرهخورده است. زینبی که وقتی برادرش را در خاک و خون دید، باز هم ایستاد. وقتی کودکان را در آغوش گرفت، وقتی از خیمهها محافظت کرد، وقتی در برابر دشمنان ایستاد، پرستاری را به معنای واقعی کلمه معنا کرد. او نشان داد که پرستاری، فقط مراقبت از جسم نیست؛ مراقبت از روح هم هست. آرامکردن دلی که از ترس میلرزد، دادن امید به کسی که امیدش را ازدستداده، و بودن در لحظهای که کسی نمیبیند.
امروز، در روز پرستار، بیایید از خود بپرسیم: آیا ما پرستاران را آنطور که شایسته است، میبینیم؟ آیا از فداکاریهایشان قدردانی میکنیم؟ آیا میدانیم که هر بار که ما به بیمارستان میرویم، یک پرستار از خانوادهاش گذشته است تا ما و عزیزانمان سالم بمانیم؟ شاید پاسخ این سالها، ما را به این حقیقت برساند که پرستاران، سرمایههای انسانی این سرزمیناند و باید بیش از این، دیده شوند.
پرستاران در دوران کرونا، بیش از هر زمان دیگری نشان دادند که قهرمانان واقعی چه کسانی هستند. آنها در خط مقدم مبارزه با ویروسی ناشناخته ایستادند، درحالیکه ماسکهایشان صورتشان را زخم کرده بود و دستهایشان از مواد ضدعفونیکننده سوخته بود. آنها ترسیدند، اما فرار نکردند. آنها خسته شدند، اما تسلیم نشدند و این، همان درس زینب (س) است: ایستادگی در سختترین لحظهها.
روز پرستار، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ یک یادآوری است. یادآوری اینکه پرستاری، شغلی است که در آن، انسانها جانشان را کف دستشان میگیرند و به کمک دیگران میروند. یادآوری اینکه پرستاران، سربازان خط مقدم سلامت هستند.
انتهای خبر/جمشیدی

